آشنایی با قوم بزرگ کرد
"کردها بزرگترین و قدیمی ترین قبایل بزرگ آریائی سرزمین ایران هستند که در نواحی کوهستانی غرب فلات ایران از
دیرباز سکونت گزیده و با تشکیل اولین سلسله پادشاهی مادتمام ایران را زیر چتر و کلمه واحدی بنام ایران درآورده،در طول قرون و اعصار به وجه شایسته ای در مقابل جزر و مد حوادث در حفظ و اشاعه میراث گرانبهای فرهنگی و بروز ملیت خویش کامیاب شده رشادت و سلحشوری خود را در سینه تاریخ به ثبت رساندهاند.
کردها به علت خوی و خصلت اعتراض آمیز خود به مصادر ظلم و فساد و قدرتهای امپریالیستی، همواره مورد جور و شکنجه و قتل و کشتار قرار گرفتهاند. ضحاک ماردوش پادشاه خونخوار که مدتی بر ملت ایران چیره شده بود چون کردها را مزاحم خود مییافت فرمان داد هر شب دو نفر از آنان را کشته از مغز سرشان برای مارهایش خورش درست کنند.1
حکومتهای بعد از ساسانیان نیز تا برچیده شدن اساس شاهنشاهی در ایران هیچگاه روی خوش به کردها نشان ندادهاند، و با تمام قوا در سرکوب و تبعید و اعدام آنها کوشیدهاند که تا پایان رژیم دیکتاتوری و فسادانگیز پهلوی نیز ادامه داشته است. علت تمام این سرکوبیهای ستمگرانهی تاریخ تسلیم زرو نشدن کردها و آزاداندیشی و دوری از خرافه پرستی آنها بوده است2.
سرزمین کردها همواره میدان جنگ و قتل و غارت و لگد کوبی و پایمالی بوده است جنگهای باستانی ایران و روم ،جنگهای دوره ی ساسانیان با رومیان به ویژه جنگهای انوشیروان و جنگهای 24ساله ی خسرو پرویز با رومیان با شدت هرچه تمتم تر در کردستان در جریان است.3
زبان کردی دارای تنوع خاص و لهجههای متفاوتی است که مهمترین آنها لهجه کرمانجی ،گورانی، سورانی و زازانی میباشد.
در میان تمام لهجههای زبان کردی، لهجه کرمانجی در تاریخ تطور و تحقیق زبان کردی مقام مهمی دارد که لهجه مکری یکی از شاخههای آن میباشد و این همان لهجه ای است که به زبان زردشت و اوستا نیز معروف شده و بسیار جامع میباشد.4
این لهجه شیرین ترین و مقبول ترین لهجههای کردی است و دانشمندانی نظیر میجرسون، مرگان، استاد امین زکی و علامه مردوخ کردستانی و کرمانج این نظر را تائید میکنند. (فرهنگ خال موید این مدعاست) سلاست و روانی و عدم آلودگی به زبانهای بیگانه از مشخصات برجسته این زبان است. کرمانج خراسان که در اوایل دولت صفوی برای جلوگیری از تاخت و تاز ترکمانان و ازبکان به مرزهای شمال ایران انتقال داده شدند تحت عنوان سه ایل بزرگ، زعفرانلو، شادلو، قراچورلو قرار دارند که عظیم ترین آن زعفرانلو است که از ایلات بزرگ و متعددی تشکیل شده و ریاست دیگر ایلات کرمانج خراسان را عهده دار و مرکز آن شهر مرزی قوچان میباشد.
«زبان کردی به دو لهجه جدا از یکدیگر قسمت بندی میشود. کرمانی و کردی. .. »
زبان کردی بخشی از شاخهی ایرانی تیرهی فرعی زبان هند و اروپایی است. کردهای عراق زبان کردی را با اقتباسی از خط پارسی، عربی و کردها اتحاد شوروی با اقتباسی از الفبای سیریلیک مینویسند.
«طایفه شقاقی از نژاد کرد آریائی هستند و پیرو مذهب تسنن میباشند و تیره هائی از این طایفه بزرگ روی ارادت به خاندان صفوی و همکاری با پادشاهان آن سلسله در طول تاریخ به مذهب شیعه گرویدهاند. زبان ایلی را که شبیه کردی (کرمانجی) و لری بوده از یاد برده و به زبان (ترکی) آذری تکلم میکنند5.
"این طایفه را که به زبان کردی شکاکی گویند از چهل تیره و هشتاد هزار خانواده تشکیل شدهاند که در ابتدای ورود در حوالی شهر تبریز چادر زده بودهاند و سپس دولت وقت چهل هزار خانوار آنان را در منطقه هشترود و گرمرود سراب قوریچای منطقه آذربایجان از سلسله جبال سهند گرفته تا میانه و چهل هزار (خانوار) دیگر را در استان خراسان اسکان دادهاند. از چهل تیره طایفه شقاقی آنچه بخاطر دارد بشرح زیر است:
1- آریانلو که به لهجه آذری اورانلو تکلم میکنند.
2- زعفرانلو که به لهجه آذری زخورانلوتلکم میشود (زاخرانلو، زاکرانلو).
3- بالکانلو (این ایل به پالکانلو معروف و در درگز و قوچان اسکان دارند و بین قوچان و ترکمن صحرا قشلاق و ییلاق میکنند).
4- پسیرانلو (احتمالاً همان ایل سیل سپرانلو میباشند که در مرز ایران و روسیه سکونت دارند و جزء ایل بیچرانلو هستند.)
5- چرکتانلو
6- بادانلو ( همان تیره بادلانلو قوچان میباشند که به بهادری تغییر نام دادهاند)
7- یار احمدلو
8- میرسلطانلو
9- گورانلو
10- موصانلو
11- فتحعلی خانلو
12- توشمانلو
واژه اروانلو تحریف شده آریانلو، و واژه بادانلو تحریف شده از واژه ماد، است از این طایفه نویسندگان و خطاطان و شعرا و سرداران نامی برخاستهاند.
فرقه سیوم در خراسان از ایلات قدیم ایرانی الاصل یکی فرقه کرد اند که آنها یک صد و چهار جماعت مخلوط به چهار طایفه بزرگ اند. یکی از آن چهار طایفه، طایفه زعفرانلو است که بالفعل سردار آنها ممش خان نام دارد، و قلعه چناران در تصرف انها است. جمیع کوهستان اخلومد، ییلاقات و قشلاق ایشان است. بقدر یک صد و هشتاد هزار خانوار در زمان سلطان شهید (شاه سلطان حسین صفوی) تخمین شدهاند جوانان خوشرو و بلندقامت و قوی هیکل و دلیر، و لشکر ایشان تمام سواره میباشند. و یکصد کس از این سوار را با هزار سوار دیگر قوم برابر دانستهاند و در جنگلها تفنگ برنمی دارند. جنگ به تفنگ مردان نیست، چرا که زنی میتواند که با صد سوار برابر باشد، از گلوله جانش بستاند، و توپ هم برای قلعه شکنی است، و از این قسم جنگ را حیله وری گویند. چنانچه جنگ آنها از نیزه و شمشیر، و قلیلی از آنها تیر و کمان هم استعمال مینمایند.
طایفه دوم از فرقه کرد را سعدانلو گویند و حالا سردار ایشان امیرگونه خان است و خبوشان در تصرف اوست. جماعت بسیار در طایفه او مخلوطند. بقدر یازده لک خانوار در عهد سلطان شهید تخمین شدهاند. ایلات ایشان از مجبریک تا شیروان قلعه و تا قریب به بوج نرد (بجنورد) در صحرا و کوهستان مینمایند. پدر همین امیرگونه خان محمدحسین خان (بیگلر بیگی) بود که از نادرشاه بغی نمود، و نادر شاه به دفع او میرفت که در راه کشته شد.
در کوههای پر فراز و نشیب بر همه چیز ترجیح میدادند و از محرومیتها و سختیهایی که به ازای استقلال خود میکشیدند بر خود میبالیند.
بی تردید این گفتهها گوشه ای از حقیقت را در بردارد، و بر روی هم عشایر از بیم آن که استقلال خود را از دست دهند تا این اواخر هم در برابر اسکان (دادنهای دولتی) ایستادگی کردهاند.
زنان کرد بویژه زنان کرمانج خراسان از آزادی اجتماعی و سیاسی نسبی برخوردارند و مکرر اتفاق افتاده است که آنان حرف خود را بر کرسی نشانده و نظریه خویش را در امر رهبری ایل تثبیت نمودهاند. بطور کلی هیچ تفاوت حقوقی و امتیاز اجتماعی بین زنان و مردان کرد وجود ندارد، بلکه برتری هر یک از این دو عنصر بستگی به لیاقت و شایستگی آنان دارد.
زنان و مردان نام آور کرمانج از دلیرترین و سلحشورترین و آزاده ترین فرزندان ایران زمیناند که در جهت حفظ استقلال میهن تمام رنج و سختی و ناگواریها را بر خود خریده، و مهاجرت آنان به خراسان نیز در راستای همین مقصود بوده که با ایثار جان و مال و فرزند از مرزهای این خطه وسیع دفاع کرده و حفظ خراسان در آغوش وطن را یا نثار خون و ضرب شمشیر دشمن کش خویش تضمین نمودهاند.
گورهای دسته جمعی که هنوز بر فراز کوهها و شکاف درههای شمال خراسان، فراوان بچشم میخورد، از تخت کشتار لاین گرفته تا قواخ مامیانلو در شمال غربی بجنورد، دلیل بارزی بر این ادعای ماست، بلکه سند و قبالهی جان نثاری ما در راه حفظ حدود و ثغور ایران عزیز میباشد.6"
1)توحدی ، حرکت تاریخی کرد به خراسان ،جلد اول،ص1
2)همان منبع ص5
3)همان منبع ص8
4)همان منبع ص14
5)همان منبع ص15
6)همان منبع ،ص 17 -











