ویژگی های نقش در دستبافته‌های شمال خراسان

     

    دستبافته‌های ساکنان شمال خراسان بر خلاف نقوش اسلیمی که دارای انحنا می‌باشد، بیشتر دارای نقشهای هندسی و زاویه دار می‌باشد. به طور کلی در دستبافته‌های سنتی این منطقه با یک نگاه بلافاصله تقسیمات اصلی هندسی به چشم می‌خورد، اما هزاران سطح و فرم متنوع که هر کدام نماد انتزاعی عنصر یا ماجرائی پیرامونی است، با تلفیق چهار ضلعی‌ها و مثلث‌ها ایجاد شده و بهترین راه تمیز بافته های اصیل این منطقه از سایر بافته‌‌ها، کنار گذاشتن آنهائی است که در ساختارشان نقوش منحنی و مشتقات دایره موجود است. در ساختار نقوش اصیل هیچ الگوئی نبوده که به عنوان نقش استفاده شود، به همین دلیل بافنده همچون نقاش، نقوش را ذهنی به وجود می‌آورد.

    نقشه‌ها و طرح‌های رایج دراین منطقه از کشورمان بیشتر ذهنی هستند و گاهی به نام محل هائی که این فرش‌ها در آنجا بافته شده‌‌اند، نامیده می‌شوند و گاهی اوقات نام افراد صاحب نفوذ محلی را به خود می‌گیرند، البته به علت عدم استفاده از نقشه بعضاً اشتباهات تصویری در بافته‌های آنان دیده شده و بافته‌های آنان کاملاً  متقارن در نمی آید البته دور از ذهن نیست که بگوییم شاید این نا متقارن بودن هدف کار باشد.

     برخی از نقوش موجود در این بافته‌ها مستقیماً از عوامل طبیعی الهام گرفته شده‌‌اند اما طوری تغییر یافته‌‌اند که به سختی قابل شناسائی اند.

    بر روی بسیاری از گلیمهای جدیدی که در حدود سی سال اخیر بافته شده موتیفهای باستانی یا درست نموده نشده ‌یا در آن تغییر جدیدی داده شده است؛ زیرا بافنده از منشاء نقشی که به کار می‌برده آگاه نبوده است. و یا همجواری با فرهنگهای مختلف در این منطقه موجب تاثیر پذیری و ورود نقوش سایر فرهنگ ها به این دستبافته باشد.

    بافندگان جدید اغلب از روی نقشه‌های نمونه نقاشی یا عکسهای قالیهای کهنه کارکرده، متاع خود را به همان شکل برای بازارهای گرم غربی بوجود می‌آورند. ضمن این عمل موتیف‌های اصیل تغییر و تعدیل می یابد تا شکل و طرز بافتی که قبلاً مشخص گشته متناسب گردد، بدین طریق درشرایط جدید تحول طرح قدیمی ادامه می‌یابد.

    پوست انار، افشره گیاهان، برگ درخت گردو، روناس، عناب، ریشه ی انواع گل سرخ، پوست بادمجان، زعفران، برگ بید و پوست درخت آلو و مواردی از این دست عناصری بودند که رنگ رزان برای جلوه دادن نخها از آن بهره گیری می کردند.

    بهره گیری از رنگهای طبیعی در خلق آثار اصیل و بدیع کماکان مورد استفاده صاحبان این فن می باشد. اما حقیقت این است که با ورود رنگهای شیمیایی و صنعتی دامنه ی استفاده از رنگهای طبیعی کاهش چشم گیری داشته است. نکته دیگر در بحث رنگ، رنگ بندی آثار توسط گلیم بافان است. تنوع و زیبایی در استفاده از رنگها و نیز نبوغ جالب توجه خلق کنندگان این آثار ،آنقدر وسیع و پر دامنه است که وصف آن در دامنه محدود کلمات امری فاقد معنا خواهد بود .

     

     

    نتشار و کپی مطالب بامجوز کتبی بلامانع است

    Search